ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
581
معجم البلدان ( فارسى )
روم به شمار است و نخستين مرز آن « ابسيق » و « برقسيس » و مرز دوم كارگزارى بقلار است . و امير نشين آن - ( اصطرطغوس ) « مرج الشحم » است و پانزده هزار شهرك دارد و سه « طرموخ » به همراه آن است ، و « عمورّيه » در اين كارگزارى است و اكنون ويران شده . « بليس » و « منبج » و « مرعش » كه خود دژ « برغوت » است و در كنار آن در سمت دريا كارگزارى سلوكيه است كه مرز اول آن درياى شام و مرز دوم كارگزارى برقسيس و سوم كارگزارى ناطلقوس و چهارم دروازههاى طرسوس است از بخش « قلميه » و « لامس » كه فرماندار اين كارگزارى « كيليرج » « 1 » خوانده مىشود و مقام او پايينتر از مقام امير نشين ( اصطرطغوس ) است و معنى لغوى آن راهدار باشد . و برخى گفتهاند معنى آن وجه الملك ( نقشه كشور ) است . و زيستگاه او از سلوكيه تا انطاكيه است ، سپس به كارگزارى « قبارك » مىرسد . مرز نخستين آن كوهستان « طرطوس » و « اذنه » و « مصّيصه » و مرز دوم آن كارگزارى سلوكيه و مرز سوم كارگزارى طلغوس و مرز چهارم كارگزارى « سملار » و « خرشنه » و زيستگاه كيليرج آن دژ قرّه است و [ 865 ] چهار هزار جند ( شهرك ) دارد . چند دژ استوار و نيرومند در آن هست . از شهرهاى آنجا « قوريه » يا « قونيه » ، « ملقونيه » و « جرديليه » و جز آن شناخته شده است . كارگزارى « خرشنه » نيز بدينجا پيوسته است كه نخستين مرز آن به كارگزارى « قيار » و مرز دوم آن جادهء « ملطيه » و مرز سوم آن كارگزارى « ارمنياق » و مرز چهارم آن كارگزارى « بقلار » و جايگاه كيليرج آن دژ خرشنه است . و شهركهايش به چهار هزار مىرسد . و از دژهاى آن : « خرشنه » ، « ضارجه » ، « رمحسو » ، « باروقطه » و « ماكثيرى » سپس كارگزارى بقلار بدان مىپيوندد كه نخستين مرز آن كارگزارى « ناطلقوس » ، دوم « قباذق » و « خرشنه » ، سوم كارگزارى « ارمنياق » و چهارم كارگزارى « افلاجونيه » . امير نشين [ اصطرطغوس ] آن انقره [ آنكاراى امروزى ] است كه گور امرؤ القيس در آنجاست و در جاى خود ياد شده است . شهركهاى آن به هشت هزار مىرسد و دو طرموخ نيز تابع همين امير نشين است . چند دژ و شهرك نيز دارد ؛ سپس به كارگزارى ارمنياق مىرسد كه نخستين مرز آن كارگزارى « افلاجونيه » ، دوم كارگزارى بقلار ، سوم خرشنه ، چهارم جلديه و درياى قوم خزر است و امير نشين - ( اصطرطغوس ) آن دژ « اماسيه » است و نه هزار جند ( شهرك ) دارد و سه « طرموخ » و چند شهر و دژ همراه آن است . سپس به كارگزارى جلديه مىرسد كه چون مرز اول آن به كشور ارمنستان است مردم جلديه مخالف روم و همفكر ارمنيان هستند و مرز دوم جلدّيه درياى قوم خزر است . و مرز سوم آن كارگزارى ارمنياق و مرز چهارم آن نيز ارمنياق است و امير نشين - اصطرطغوس آن « اقريطه » و شهركهاى آن به ده هزار مىرسد . و همراه آن دو « طرموخ » و چند شهر و دژ دارد . همدانى گويد : اين همه كارگزارىهاى شناخته شدهء روم در خشكى [ خاور خليج داردنل ] است كه بر هر يك از آن كارگزاريها استاندارى از سوى امپراتور گماشته شده كه اصطرطغوس خوانده مىشود ، مگر فرماندار « انماط » كه او را دمستق مىنامند . و همچنين فرماندار سلوكيه و فرماندار خرشنه كه هر يك از ايشان كيليرج ناميده مىشود . و بر هر يك از دژهاى روم امير گماشته هست كه بر قليس خوانده مىشود و بر مردم آن منطقه حكومت مىكند . من ( ياقوت ) گويم گمان مىكنم اينها كه گفته شد نامهايى باشد كه بنا بر قوانين گذشته به كار مىرفته و گمان نمىكنم كه تا به امروز باقى مانده باشد . به ويژه كه نام شهرها و آن پايگاهها نيز تغيير كرده و آنچه امروز از شهرهاى مشهور روم كه در دست مسلمانان است مىشناسيم و مردمش نصارايند ، نامى از « قونيه » و « اقصرى » ( آقسرا ) و « انطاكيه » و « اطرابزنده » و « سيواس » و جز آن ديده نمىشود . و من آنها را رو نويس كردهام . و اللّه اعلم . يكى از [ 866 ] حاضران جلسه گفت : از معتز بالله « 2 » شنيدم كه از احمد پسر اسراييل « 3 » مىپرسيد اى احمد خراج روم چقدر است . احمد پاسخ داد اى امير مؤمنان ما بهمراه نياى تو معتصم در جنگهايش بوديم . پس چون به ميان كشور روم رسيديم ، بسيل خرشنى كه مسئول خراج روم بود به نزد ما آمد پس محمد بن عبد الملك مبلغ خراج كشورشان را از وى پرسيد . او پاسخ داد پانصد و اند قنطار است . محمد گفت : براى ما بس است . و چون حساب را برگردانيدند معلوم شد كه كمتر از سه هزار هزار دينار است . پس معتصم گفت : براى امپراتور روم بنويسيد كه از مسئول خراج تو مبلغ آن را پرسيديم و او پاسخ داد كه چنين و چنان است و براى من آشكار شده پستترين منطقهء كشور من خراجى بيش از خراج كشور تو دارد پس چگونه تو با اين خراج اندك كه دارى با من به كشاكش بر مىخيزى . او گفت در
--> ( 1 ) . چنان كه مىبينيم كيليرج نام مقام دولتى فرماندار برخى از استانها مانند قلميه و لامس . . . است كه مقام او پايينتر از اصطرطغوس بوده كه فرماندار استانهاى بزرگتر مانند : كارگزارى مقدونيه . . . ص 863 و 864 و 865 ياد شد . و دمستق مقامى كوچكتر از مقام كيليرج است . مانند فرماندارى انماط . ( چ ع 2 : 865 : 17 ) و برقليس نيز فرماندار يك دژ را مىناميدند ( چ ع 2 : 865 ) . ( 2 ) . معتز خليفهء سيزدهم عباسى ( 252 - 255 ) . ( 3 ) . احمد بن اسرائيل وزير نغيانى م 255 ( چ ع 2 : 87 ) .